شعر و ترانهنوشته های زانا کوردستانی

درخت – سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

تو درخت سبز تناوری
که شاخه‌هایت در هر بهار
گنجشک های شهر را
بی منت، به مهمانی می‌خواند
و من
پیرمردی خسته را می‌مانم
که شخم زده
تمام خاک سرزمین اش را
از غرب تا شرق
و اکنون زیر سایه ی آن درخت
خستگی یک روز سخت را
از تن بیرون می‌‌کند.

سعید فلاحی (زانا کوردستانی)

امتیاز شما به این مطلب

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا